در نسیمی مهربان با چینهای دامنم
و دردی عظیم ، همچون زادن
می ایستم ،بر فراز کــــوه ترین ....
و چشمانم آیینه ی هر آنچه بیکران
چه کششی !!!!!
ضریب جاذبه اینجا چهار است .....
بی حس می شوند پاهایم ...
خسته از بردباری یا بردن باری بی ارزش ،
که منم ....
فریاد می زنم ....
خودم نمی شنوم
کوچک می شوم ...آنقدر کوچک که
لابلای درختان پایین دره گــم می شوم
گشسبانو

ما را در سایت باید بلند بلند اشک بریزم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53